خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

232

نهج البلاغة ( فارسى )

كه آن بزرگوار فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام در كوفه بالاى منبر اين خطبه را بيان نمود ، براى آنكه مردى نزد آن حضرت آمد و عرض كرد : يا امير المؤمنين براى ما پروردگار ما را چنان وصف كن كه دوستى و معرفت ما در بارهء او زياد گردد ، امام عليه السّلام ( از اين پرسش جاهلانه ) بخشم آمد و فرياد كرد كه مردم همگى به نماز حاضر شوند ، پس مردم اجتماع كردند بطوريكه مسجد پر از جمعيّت شد ، و حضرت بالاى منبر تشريف برد در حالت غضب كه رنگ مباركش تغيير يافته بود ، و خداوند سبحان را حمد و سپاسگزارى نمود و درود بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرستاد ، آنگاه فرمود : قسمت أول خطبه ( 1 ) سپاس خدائى را سزا است كه منع عطاء و نبخشيدن ، مال و مكنتش را نمى افزايد ، وجود و بخشش ، ثروت و دولتش را نمى كاهد ، زيرا ( آنچه عطاء فرمايد مى آفريند ، نه مانند عطاء و بخشيدن بندگان از جمع آمده‌ها اخراج نمايد ، لذا امام عليه السّلام مى فرمايد : ) مال هر عطاء كننده‌اى غير از خداى تعالى كم گرديده و هر منع كنندهء از عطايى سواى حقّ تعالى نكوهش شده است ( زيرا منع از عطاء يا از خوف و ترس فقر و پريشانى است و يا از خسّت و پستى ، ولى چون در خزائن خداوند متعال از عطاء كم و كاست راه نمى يابد تا از فقر خوف داشته باشد ، و از بخل و خسّت و اين قبيل اوصاف رذيله منزهّ و مبرّى است ، عطاء نكردن او از روى حكمت و مصلحت است ، پس اگر چيزى به بندگان عطاء فرمايد و يا منع نمايد در هر دو حال جواد است . مردى از حضرت علىّ ابن موسى الرّضا عليه السّلام پرسيد معنى جواد چيست آن بزرگوار فرمود : سخن تو دو وجه دارد ، اگر از مخلوق مى پرسى جواد كسى است كه آنچه خداوند بر او واجب گردانيده اداء كند ، و بخيل كسى است كه به آنچه خداوند بر او واجب نموده بخل ورزد ، و اگر خالق را در نظر دارى ، پس او جواد است چه عطاء فرمايد و چه منع نمايد ، زيرا اگر به بنده‌اى عطاء فرمود چيزى داده است كه نداشته و مستحقّ آن بوده ، و اگر منع كرد چيزى نداده كه استحقاق آن را نداشته است ) او است احسان كننده ( بر بندگان خود ) نعمتها و منفعتها و نصيب و بهره‌هاى بسيار را ، ( 2 ) آفريده شدگان جيره خوار او ، هستند كه ضامن و متكفّل روزى آنان است و آنچه را كه مى خورند ( و هستى ايشان به آن برقرار است ) مقدّر و تعيين فرموده ، و براى كسانى كه مايلند به او راه يابند ( هدايت شوند ) و طالبند